آنوقت به او ميگفتم..
يقه را تنگ بافته اى...
آنقدرتنگ كه...
بغض هايم رانميتوانم فرو دهم.

برچسب: سرنوشت,سرنوشت یک مبارز,سرنوشت بیداد خراسانی,سرنوشت الهه عضدی,سرنوشت قاتل ستایش قریشی,سرنوشت انسان,سرنوشت سیمین صالحی,سرنوشت فریدون بویراحمدی,سرنوشت حسین رمضان یخی,سرنوشت روح pdf,
نویسنده: لیلا صفری